۵. تعامل استعاره با موضوع

هر استعاره، از جنبه(ها)ی خاصی به موضوع می‌پردازد. با تغییر استعاره، شناخت از موضوع  تغییر می‌کند؛ و متقابلاً: با تغییر شناخت از موضوع، استعاره نیز تغییر خواهد کرد. مثالی از حوزه‌ی مدیریت:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

مکاتب کلاسیک مدیریت، سازمان را وسیله‌ای برای رسیدن به هدف می‌دانستند. آن‌ها معتقد بودند انسان  موجودی عقلایی- اقتصادی است که باید طبق دستورالعمل‌های ارائه شده از طرف مدیر سازمان، اقدام کند. ایشان سازمان را به منزله‌ی یک «ماشین» می‌دیدند.

اما جنبش روابط انسانی و مطالعات نئوکلاسیک‌ها، نگرش موجود نسبت به انسان را تغییر داد. با گذشت زمان، عامل «پیچیده بودن» انسان روز به روز بیشتر پذیرفته شد. به این ترتیب دیگر ممکن نبود انسان‌ها را  اجزایی مکانیکی محسوب کنند که تحت تدبیر مدیر، ماشین سازمان را به سمت هدف حرکت می‌دهند.

استعاره  تغییر کرد. مکاتب مدرن (با نگرش­های سیستمی و اقتضایی) برای معرفی سازمان از استعاره‌ی «موجود زنده» بهره گرفتند.

بعدها، پست مدرن‌ها نیز استعاره‌ی دیگری به کار بردند. آن ها مدیر را یک هنرمند و سازمان را یک «پرده‌ی نقاشی» می‌دانستند. این نگرش باعث شد سازمان‌ها غیررسمی‌تر شوند، تفاوت‌ها بیش از پیش پذیرفته شوند و...

/ 1 نظر / 12 بازدید
محسن دارينی

سلام خسته نباشيد من آدرس وبلاگتان را در وبلاگ کتابخانه ديجيتال گذاشتم موفق باشيد