72. نظریه X و Y

   

«داگلاس مک گریگور» در دهه 1960 نظریه X و Y خود را چنین تبیین کرد: مدیران سبک رهبری خود را طوری انتخاب می کنند که متناسب بامفروضات آنها در مورد منابع انسانی باشد.

او از دو قطب X و Y سخن می گوید: نظریه X بیشتر انسانها را ذاتاً تنبل، از کار بیزار و از قبول مسئولیت گریزان می داند و کنترل دقیق آنها را لازم می شمارد. اما مفروضات نظریه Y کار را به مثابه بازی دانسته، انسان ها را افرادی مسئولیت پذیر، بالقوه خلاق، و خودکنترل محسوب می کند.

black_white_laces.jpg

بر همین پایه، می توان نظریه X و Y را در «مدیریت استعاره» نیز به کار برد:

X نگرها معتقدند ذهن مخاطب تنبل است و تمایل دارد الگوها و ویژگی های ناخواسته و منفی را از استعاره دریافت کند. پس تا حد ممکن از آن اجتناب می کنند. (اینجا را ببینید)

در مقابل، Y نگرها قرار دارند که احتمال انتقال بد را «هزینه استعاره» می دانند و غیرمستبدانه اما آگاهانه آن را بکار می برند:

من آنچـه شـرط بلاغ است بـا تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال (حافظ)

  

/ 5 نظر / 16 بازدید
صحرا

قالب نو مبارک مثل همیشه جالب و خلاصه[گل]

مریم پاکدامن

مرسی به این همه آپتو دیتی ... دکوراسیون داخلی کلبتون مبارک بهشتی باشید[گل]

بابک

مرز باریکی هست بین x و y شما پیغمبر من! بعضی وقتا آدم ذهن گیرنده یا مخاطب رو ایکس در نظر میگیره ولی مجبوره تا حدی از مخاطرات Y رو هم بپذیره حالا این "مدیریت استعاره" که میگی چیه؟ کجا ها ازش استفاده میشه؟ میشه؟ تو کتابداری؟؟؟؟؟

زهرا غیور

با سلام... سال جدید رو خدمت شما تبریک عرض میکنم...از پروردگار مهربانمان, سالی سرشار از سلامتی وموفقیت وشادی را برای شما خواستارم... شاد وپیروز باشید...

:: یوسف

سلام بر همگی + تشکر + تبریک. بابک جان، یه چیزایی درباره اش می نویسم. ببخشید که دیر شد!