۵۱. چکيده پايان نامه

  

استعاره در زبان فارسي بر اساس زبان شناسي شناختي

حدائق رضائي

  

چكيده پايان نامه کارشناسي ارشد زبان شناسي همگاني

دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان

  

موضوع استعاره در زبان، در طول قرنهاي متمادي مورد توجه دانشمندان علوم مختلفي چون ادبيات، فلسفه و زبان شناسي بوده است. ديدگاه سنتيكه اكثر مطالعات پيشينيان را تحت الشعاع قرار داده بود، استعاره را چيزي بالاتر ازيك آرايه ادبي محض قلمداد نمي كرد. اما مطالعات زبانشناسان شناختي طي سه دهه اخير،ماهيت جديدي براي استعاره تعريف كرده است. بر اساس برداشتهاي جديد شناختي، استعارهديگر فقط يك ارايه ادبي يا تنها يكي از صور كلام نيست؛ بلكه فرايندي فعال در نظامشناختي بشر محسوب مي شود.

استعاره هاي مفهومي نقش اساسي در درك زبانمند از مفاهيم برعهده دارند. استعاره مفهومي در حقيقت الگوبرداري بين مفهومي مي باشد. تحقيق حاضر سعيدارد ماهيت استعاره و نقش شناختي آن را در زبان فارسي مورد بررسي قرار دهد. در اينراستا فرضيه اي طرح گرديده كه براساس آن استعاره و مفاهيم استعاري، در زبان فارسي،نقش اساسي در شكل دهي نظام شناختي زبانمندان دارند. علاوه بر ارزيابي اين فرضيه،تحقيق در پي يافتن چگونگي و فرايند رابطه بين استعاره و شناخت در زبان فارسي خواهدبود. اين كه آيا اين رابطه نظام مند است و مباني جهاني يا همگاني، و فرهنگي واجتماعي، هر يك تا چه حد در شكل گيري استعاره هاي مفهومي در زبان فارسي نقش دارند،دو مساله ديگر پيش روي اين تحقيق مي گذارد. در اين راستا گردآوري داده ها از زبانروزمره ملفوظ و مكتوب فارسي معاصر آغاز شد. به دليل گستردگي عبارات استعاري در زبانروزمره دامنه گردآوري به چهار مفهوم خشم، دل، عقايد و زمان محدود گرديد و كار تجزيهو تحليل داده ها براساس معيارهاي شناختي و به ويژه چارچوب ليكاف و جانسون (1980) و مطالعات تكميلي ساير زبانشناسان آغاز گرديد.

نتايج و يافته هاي اين تجزيه و تحليل در راستاياثبات فرضيه تحقيق بود و به عبارتي مشخص شد، استعاره هاي مفهومي به طور فعال درشكل دهي شناخت فارسي زبانان نقش دارند. و از طريق اين استعاره هاست كه فارسي زبانانمفاهيمي انتزاعي چون چهار مفهوم مورد بررسي تحقيق را به كمك مفاهيمي ملموس تر وعيني تر مي فهمند. از طرفي نظام مند بودن رابطه استعاره و شناخت به اثبات رسيد. همچنين بررسي استعاره هاي مفهومي فارسي نشان داد كه بخشي از استعاره ها در تطابق بامباني همگاني و مشابه زبانهايي مثل انگليسي شكل مي گيرند، و بخش ديگري از آنها تحت تاثير مباني فرهنگي، اجتماعي به وجود مي آيند. به عبارتي، ماهيت الگوبرداري هاياستعاري و حتي ترجيح كاربرد يك استعاره مفهومي بر ديگري در زبان فارسي، تحت تاثيرباورهاي فرهنگي، اجتماعي زبانمندان، در كنار مباني جهاني استعاره ها مي باشد.

  

/ 1 نظر / 23 بازدید
صحرا

((به چهار مفهوم خشم، دل، عقايد و زمان محدود گرديد )) کاش استعاره هايی که حول اين چهار مفهوم گردآوری شده را در وبلاگ می گذاشتيد . در روانشناسی هم از ابزار استعاره برای درمان استفاده می کنند . ممنون