80. مثال در مقاله

  

1. مثال باید دقیق و مربوط گزیده شود.

شنیده اید که می گویند مثال دلیل نمی شود. اما این حکم کلی غلطی است. مثال هایی هستند که بهترین دلیل برای نقض حکمی کلی به شمار می آیند. به اینها مثال های نقضی می گوییم. برای نقض «همه کلاغ ها سیاهند.» کافی است کلاغ سفیدی پیدا کنیم. چنین مثالی - به شرط پیدا شدن کلاغ سفید - دلیل قاطع برای رد آن حکم است. بنابرین منظور از مثال هایی که دلیل نمی شوند، چنین مثالی نیست. از طرف دیگر میان هر دو چیز همیشه شباهت هایی می توان یافت. اگر دو چیز هیچ شباهتی با هم نداشته باشند، در هیچ شباهتی نداشتن به هم شباهت دارند. با این همه، مثال همیشه مبتنی بر شباهت است. چیزی را به کمک چیز دیگری شبیه آن توضیح دادن. در مقایسه این شباهت هاست که باید دقیق بود و همیشه به یاد داشت که در چنین مورد هایی مثال نمی تواند جای دلیل را بگیرد. آیا شما مثال زیر را می پذیرید:

«حکومت حق دارد برای حفظ مصالح خود مخالفان خود را از میان بردارد. برای درست کردن املت می توان چند تخم مرغ را شکست.»

دراین مثال اصلی ترین تفاوت یعنی بی شباهتی انسان با شیء مادی تخم مرغ و در نتیجه تفاوت عواقب دو عمل در نظر  گرفته نشده است. مثال، فاقد شرط دقت و ارتباط است. برای مثال نادرست همیشه می توان مثالی مخالف آن آورد. در مورد بالا می توان گفت:

«از میان برداشتن مخالفان حکومت برای حفظ مصالح خود مانند آن است که برای ندیدن معایب، چشم خود را کور کنیم.»

به همان اندازه برای نحس بودن عدد سیزده می توان مثال آورد که برای سعد بودن آن. شعر سبک هندی پر از اینگونه مثال های سست و بی عمق است.

تواضع است دلیل رسیدن به کمال

سوار چونکه به منزل رسد پیاده شود

نه هر تواضعی دلیل رسیدن به کمال است، و نه پیاده شدن سوار از اسب مصداق تواضع. به گفته سعدی:

تواضع ز گردن فرازان نکوست

گدا گر تواضع کند خوی اوست

تازه، گردن فرازی که از اسب پیاده شود تا قدم در کاخ بگذارد و بر تخت بنشیند، گمان نکنم تواضعی به خرج داده باشد. نیز

دشمن دوست نما را نتوان داد تمیز

شاخه را مرغ نداند که قفس خواهد شد

نه شاخه دشمن مرغ است نه مرغ اگر هم، به فرض محال، می دانست شاخه قفس خواهد شد بر آن نمی نشست. اینگونه تعبیر از امور عالم، سستی اندیشه و در واقع نداشتن اندیشه را نشان می دهد. شعر سبک هندی پر است از اینگونه مثال ها که از ویژگی های اصلی این سبک است. خطر اینگونه مثال ها در عوام فریبی آنها است و دست کم گرفتن تفکر جدی. این نوع نظم ها اندرزهای عوامانه اند نه شعر.

نمونه دیگر این شعر معروف صائب است:

من از بی قدری خار سر دیوار دانستم

که ناکس کس نخواهد شد بدین بالانشینی ها

خار سر دیوار را بالانشین خواندن و تشبیه آن به ناکس تنها یک لفاظی عوامانه است.

  

2. پرهیز از تعمیم شتاب زده.

در مدرسه ای که معلمان متعددی دارد، با شمردن ضعف های یکی دو معلم نباید حکم به ضعف همه معلمان آن داد. با پیدا کردن چند اشتباه در ترجمه یک کتاب نباید خط بطلان بر ترجمه همه کتاب کشید. از کافی نبودن خدمات شهرداری در دو سه خیابان نمی توان به کوتاهی خدمات در همه خیابان ها حکم کرد. تعمیم های غلط چندان شایع است که آن را از انواع مغالطات شمرده و نامی به آن داده اند: تعمیم شتاب زده (hasty generalization).

  

3. گروه بندی.

در موردهایی که مثال ها فراوانند و موضوع جنبه های گوناگون دارد باید مثال ها را با عنوان های  مناسب گروه بندی کرد. ضعف معلم را می توان زیر عنوان های تسلط نداشتن بر درس/ وقت ناشناسی/ در دسترس نبودن/ معلومات عمومی نداشتن/ ایجاد انگیزه در شاگردان نکردن، آورد؛ و در نقد خدمات شهرداری زیر عنوان های حمل و نقل/ امنیت/ خانه سازی/ آلودگی زدایی/ ... . هر عنوان را هم در صورت لزوم می توان به عنوان های فرعی تر تقسیم کرد. برای مثال زیر عنوان «امنیت» این عنوان های فرعی تر مناسبند: ترمیم نشدن خرابی در جاده ها/ نبودن تسهیلات پارکینگ/ تاخیر حضور پلیس راهنمایی در تصادفات/ ... .

در نقد ترجمه ردیف کردن نقص ها پشت سر هم و بی هیچ ترتیب، خواننده را خسته می کند. در این مورد باید نقص ها را زیر عنوان هایی مانند: اشتباه در فهم متن/ معادل های غلط/ رعایت نکردن سبک و لحن/ رعایت نکردن امانت/ جعل معادل های نارسا و... آورد. 

  

4. حسن ترتیب.

در مثال ها بعضی جذاب تر و در نقد موثرترند. برای برانگیختن توجه خواننده و رعایت اصل ترغیب بهتر است اولین مثال را توجه انگیزترین مثال انتخاب کنیم. می توان با مثالی این چنین مقاله را شروع کرد و با مثال دیگری از این نوع مقاله را پایان داد.

  

5. حفظ تعادل.

برای دفاع از جمله کلیدی، اغلب چند مثال کافی است. مثال زیاد خواننده را خسته می کند.

  

منبع: موحد، ضیاء. البته واضح و مبرهن است که...: رساله ای در مقاله نویسی. تهران: نیلوفر، 1387. ص 184- 188

/ 3 نظر / 31 بازدید
سارا طباطبايي

سلام. گرچه سر صبح است و بايد رفت دانشگاه، اما نگاهي به عناوين طرح شده در وبلاگتان آدم را سر شوق مي آورد كه برگردد و با حوصله، آن ها را بخواند. از اين چينش مطالب با آن همه تازگي سر شوق آمدم و لازم بود از سبب ساز اين لذت صبحگاهي تشكر كنم.

حالا

معروف شدی اینجا رو ببین http://adkaresearch.blogfa.com/post-56.aspx

ذهن زیبا

وبلاگتون خیلی قشنگ بود لذت بردیم اگه میشه یه سری هم به سایت ذهن زیبا بزنید http://bmind.ir