Metaphorical Thinking : تفکر استعاری

در ديگر دنياها بگرديد، بنگريد، بشنويد و بپرسيد. سپس به دنياي خود باز گرديد و از مفهوم هاي تازه، راهي نو براي انجام كارهايتان بسازيد. چارلز هندی

72. نظریه X و Y
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳۸٦ 

   

«داگلاس مک گریگور» در دهه 1960 نظریه X و Y خود را چنین تبیین کرد: مدیران سبک رهبری خود را طوری انتخاب می کنند که متناسب با مفروضات آنها در مورد منابع انسانی باشد.

او از دو قطب X و Y سخن می گوید: نظریه X بیشتر انسانها را ذاتاً تنبل، از کار بیزار و از قبول مسئولیت گریزان می داند و کنترل دقیق آنها را لازم می شمارد. اما مفروضات نظریه Y کار را به مثابه بازی دانسته، انسان ها را افرادی مسئولیت پذیر، بالقوه خلاق، و خودکنترل محسوب می کند.

بر همین پایه، می توان نظریه X و Y را در «مدیریت استعاره» نیز به کار برد:

X نگرها معتقدند ذهن مخاطب تنبل است و تمایل دارد الگوها و ویژگی های ناخواسته و منفی را از استعاره دریافت کند. پس تا حد ممکن از آن اجتناب می کنند. (اینجا را ببینید)

در مقابل، Y نگرها قرار دارند که احتمال انتقال بد را «هزینه استعاره» می دانند و غیرمستبدانه اما آگاهانه آن را بکار می برند:

من آنچـه شـرط بلاغ است بـا تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال (حافظ)