Metaphorical Thinking : تفکر استعاری

در ديگر دنياها بگرديد، بنگريد، بشنويد و بپرسيد. سپس به دنياي خود باز گرديد و از مفهوم هاي تازه، راهي نو براي انجام كارهايتان بسازيد. چارلز هندی

5۷. استعاره هاي يافتني، ساختني و بافتني!
ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز ۸ تیر ۱۳۸٦ 

  

سقراط مي گفت: من مانند مادرم، فن مامايي دارم. او كودكان را در زادن مدد مي كرد، من نفوس را ياري مي كنم كه زاده شوند؛ يعني به خود آيند و راه كسب معرفت را بيابند. (فروغي، 1317: 26)  اين يك استعاره ي يافتني است. بسيار ساده، موجز و موثر.

اما خيلي اوقات نمي توانيم در يافتن استعاره ي مورد نظرمان موفق باشيم، استعاره هاي عمومي هم كارمان را راه نمي اندازند و... وقتي نمي توانيم يك استعاره ي حاضر و آماده ي مناسب بيابيم، دست به آفرينش آن مي زنيم. همان طور كه افلاطون استعاره ي غار را ساخت:

افلاطون دنيا را به غاري تشبيه كرد كه تنها يك منفذ دارد. در اين غار افرادي زندگي مي كنند كه از آغاز عمر اسير و در زنجيرند. روي اين افراد به سوي ديواره غار است و پشت سرشان آتشي افروخته است. سايه اجسام پشت سر آنها روي ديوار مي افتد. اسيران تنها سايه اجسام را مي بينند و گمان مي كنند حقيقت همين سايه هاست. (فروغي، 1317: 32)

ساختن يك استعاره كار ساده اي نيست، البته هميشه هم چندان دشوار نيست. منابع و تكنيك هاي فراواني براي ساخت استعاره وجود دارد. اما بايد دقت داشت بجاي ساختن استعاره، به بافتن استعاره گرفتار نشويم!

  

فروغي، محمد علي (1317). سير حكمت در اروپا. ج 1. تهران: زوار.

  


کلمات کلیدی: