Metaphorical Thinking : تفکر استعاری

در ديگر دنياها بگرديد، بنگريد، بشنويد و بپرسيد. سپس به دنياي خود باز گرديد و از مفهوم هاي تازه، راهي نو براي انجام كارهايتان بسازيد. چارلز هندی

۵۵. كاربردهاي استعاره
ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ٢٧ خرداد ۱۳۸٦ 

  

يكي از دوستان خواسته اند کاربردهایی از استعاره را که مي دانم، فهرست وار بگویم. يك فهرست اوليه (شامل 30 كاربرد) را در اين يادداشت ارائه مي كنم. دوست دارم اين فهرست را در آينده تصحيح و تكميل كنم. راهنمايي هاي دوستان مزيد امتنان خواهد بود.

  

آرايه ادبي: براي حسن تعبير. يعني: استفاده از لفظي زيباتر، واجد ايجاز و مبالغه و پرهيز از تكرار و... به منظور آرايش بيان؛

آسيب شناسي نگرش تك بعدي: از طريق تكرر استعاره ها، نگرش منشوري؛

استدلال: به كار بردن حكم يكسان براي دو موضوع مشابه (به عنوان يك راه ميان بر)؛

اطمينان بخشي: از طريق مانوس جلوه دادن مفاهيم جديد (مثلا از طريق نام گذاري استعاري)؛

امكان بيان مفاهيم پيچيده:  مثل تجارب عرفاني، مفاهيم متافيزيكي و... ؛ 

به آساني فهماندن: از طريق گره زدن اطلاعات جديد به اطلاعات قبلي فرد، و همينطور: كمك به شناخت تفاوت ها از طريق شناخت شباهت ها؛

تاثير كلام: بيشتر كردن برد پيام گوينده، بخشيدن قدرت و وضوح بيشتر به انديشه و... (مثلا در تلقين از آن استفاده به سزايي مي شود)؛

تجزیه و تحلیل محیط: شناخت شرايط محيطي از طريق بررسي موقعيت هاي مشابه در مكان يا زمان ديگر؛

تحقيقات بين رشته اي: برقراري پيوند ميان حوزه هاي علمي به ظاهر مجزا و اقتباس مكانيسم ها از فضاي باليده به فضاي فقير؛

تخيل: به مثابه ماده اوليه اثر هنري؛

ترويج دانش: تبيين نظريه هاي مطروحه و... براي مخاطب غير تخصصي؛

تعبير رويا: طبق نظريات يونگ و... ‌؛

تقيه: به عنوان يك سپر براي تقيه؛

تلطيف بيان: براي تلطيف ابتذال، عدم اشاره مستقيم به خشونت و... ؛

تمركز روي ابعاد محدود يك پديده: انتزاع بخشي از يك پديده پيچيده (با توجه به محدوديت هاي شناختي انسان)؛

توليد نظريه: شكل دهي نظريه بر پايه شباهت ميان دو پديده بيگانه؛

جلب توجه: تبليغات و جنگ رواني و... ؛

جهت دهي نگرش و افكار: ابزار جهت دهي و چه بسا تحريف ايدئولوژيك؛

حل مسئله: حل مقايسه اي مسئله (از راه تمثيل)؛

حيات بخشي به مفاهيم انتزاعي: براي عينيت بيشتر؛

خلاقيت: فراهم كردن شرايط نوآوري و خلاقيت (با رهايي از قالب هاي ذهني و...) از طريق تهييج ذهني و...؛

درمان: استعاره درماني (روايت درماني و...)؛

روانشناسي ملل: بررسي و نمايش اختلاف عقايد ملت ها، طبق انتخاب استعاره هايشان؛

سازماندهي: طبقه بندي تجارب مختلف و نشان دادن نسبت آنها با هم در نگاهي واحد و فرا پارادايمي؛

شناخت: استفاده از استعاره به عنوان يك راهبرد شناختي؛

شورش بر عليه واقعيت: براي تغيير وضع موجود و مبارزه هنرمندانه براي نگرش و درك به شيوه اي ديگر؛

مدل سازي: شبيه سازي، ارائه مدل، نقشه و ابزاري براي ساده سازي مفهومي پيچيده و كاهش ابهام در آن به نحوي كه قابل مطالعه باشد؛

مديريت تفكر: به عنوان يك سبك تفكر براي توليد آگاهانه دانش (جداي از كاربرد استعاره در تفكر ناخودآگاه) خصوصا در جايي كه محدودیت روش تحقیق وجود دارد يا نياز به دركي سريع داريم؛

مطالعات جامعه شناختي: نشان دادن ماهيت جامعه از طريق بررسي استعاره هاي ريشه اي كه پديد آورده؛

واسطه قرار دادن يك زبان خاص: براي دور كردن عوام، از طريق رمز گويي و رمز گشايي؛

و...

   


کلمات کلیدی: