Metaphorical Thinking : تفکر استعاری

در ديگر دنياها بگرديد، بنگريد، بشنويد و بپرسيد. سپس به دنياي خود باز گرديد و از مفهوم هاي تازه، راهي نو براي انجام كارهايتان بسازيد. چارلز هندی

۴۷. آينه ی ذهن
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٦ 

  

«بدان كه آدمي را قوه اي است درّاكه، كه منقش گردد در وي صور اشياء چنانچه در آينه.»

جمله آغازين كتاب «كبري در منطق»، اثر مير سيد شريف جرجاني

  

اگرچه امروزه مي دانيم كه اصولاً صورتي داخل آينه نمي افتد، بلكه آينه تنها شعاع هاي نور را منعكس مي كند، اما قدما خاصيت آينه را در اين مي دانسته اند كه صورت ها را در خودش بازسازي مي كند. بر همين اساس، ذهن را به آينه تشبيه كرده اند؛ و گفته اند: آينه هرچه صاف تر و بي رنگ تر باشد، واقع نماتر است. اگر آينه رنگ داشته باشد، صورت ها را به رنگ خود نشان مي دهد و...

شهيد مطهري در كتاب مساله شناخت اين تشبيه را مطرح نموده و به برشمردن تفاوت هاي ميان آينه و ذهن مي پردازند. ايشان 5 تفاوت اصلي را به اين ترتيب بيان مي كنند:

1. انعكاس‌ معاني: آينه‌ فقط‌ صورت ها را در‌ خود منعكس‌ مي كند، معناها را منعكس نمي كند.

2. خطا يابي: آينه گاهي (به واسطه تحدب، تقعر يا...) اشتباه نشان مي دهد، ولي نمي تواند اين خطاي خود را بيابد. ذهن انسان هم گاهي خطا مي كند، اما مي تواند به خطاي خود پي ببرد و حتي توسط معيارهاي منطق خطاهاي خود را اصلاح كند.

3. خود آگاهي: آينه‌ فقط‌ آنچه را كه‌ در مقابلش‌ قرار مي گيرد نشان‌ مي دهد، ولي‌ خودش در خودش منعكس نمي شود. در صورتي كه ذهن خودياب و خودآگاه نيز هست.

4. تعميم: آينه‌ فقط‌ آنچه‌ را كه‌ در برابرش‌ واقع مي شود منعكس‌ مي كند. اما ذهن‌ پس از انعكاس آنچه در مقابل داشته، مي تواند آن را به نامتناهي‌ تعميم‌ دهد.

5. تعميق: يعني ذهن‌ انسان بر خلاف‌ آينه‌ قدرتي دارد كه مي تواند از آنچه مي بيند و حس مي كند، به عنوان علامت و نشانه استفاده كند تا درون و باطني را كه پشت آن است كشف كند. (= شناخت آيه اي)

  

مطهري، مرتضي (1371). مساله شناخت. تهران: صدرا.     دريافت كتاب  

  


کلمات کلیدی: