Metaphorical Thinking : تفکر استعاری

در ديگر دنياها بگرديد، بنگريد، بشنويد و بپرسيد. سپس به دنياي خود باز گرديد و از مفهوم هاي تازه، راهي نو براي انجام كارهايتان بسازيد. چارلز هندی

22. استعارۀ معشوق برای کتاب
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ٢٦ مهر ۱۳۸٥ 

ادبیات  همواره آئینۀ تمام نمای اوضاع اجتماع بوده است. به همین ترتیب، استعارات غالب در ادبیات یک جامعه هم جهان­بینی آن افراد را نشان می­دهد. البته استعاره­های غالب  هم بازتاب ارزش­های فرهنگی جامعه هستند و هم خود بر اين ارزش­ها تاًثير مي­گذارند.

در فرهنگ ما، استعاره­های بسیاری برای کتاب بکار رفته است. یکی از رایج­ترین و شناخته شده ترین آنها، استعارۀ معشوق (با تعابیر مختلف: یار، محبوب، مونس و...) است. گستردگی این استعاره، احتیاجی به اثبات ندارد. کافی است به یکی از اطرافیانتان بگویید «شعر کتاب» تا برایتان از حفظ بخواند: «من یار مهربانم...»

بهر تو این خجسته کتاب آورد نشاط

چون یار مهربان که به دلداده می رسد

رهی معیری

چند روز پیش داشتم فکر می­کردم که:  این استعاره، چه متغیرهایی را از مفهوم معشوق با خود حمل نموده و به کتاب منتقل می­کند؟  اولین چیزی که به ذهنم رسید، تمایل (و چه بسا تعصب) روی انحصاری بودن معشوق است. آیا این امر می­تواند یکی از دلایل عدم استقبال جامعۀ ما از امانت کتاب (یا هرگونه اشاعۀ دیگری) باشد؟

وقتی برای یافتن پاسخ این این پرسش، شروع به جستجو کردم، هیچ گمان نمی­کردم شاعری چون «ادیب الممالک فراهانی» به این صراحت سروده باشد:

کتاب عاریه دادن به مردمان، ندهد

تو را نتیجه  بجز آه و حسرت و افسوس

بود کتاب عروس، ای پسر! به حجله ی علم

کسی به عاریه هرگز نداده است عروس

عروس خویش چو دادی به عاریت، تا حشر

به بام عار و ندامت همی نوازی کوس


کلمات کلیدی: