Metaphorical Thinking : تفکر استعاری

در ديگر دنياها بگرديد، بنگريد، بشنويد و بپرسيد. سپس به دنياي خود باز گرديد و از مفهوم هاي تازه، راهي نو براي انجام كارهايتان بسازيد. چارلز هندی

۲۰. تاريخ استعاره: سکاکی
ساعت ٤:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱٠ مهر ۱۳۸٥ 

 

در جلد دوم کتاب «اصول فلسفه و روش رئاليسم» شهید مطهری  چنین آمده است:

جمهور علمای ادب  قبل از سكاكى استعاره را از شئون الفاظ مي­دانستند و معتقد بودند كه استعاره جز نقل مكان دادن الفاظ و بكار بردن لفظى به جاى لفظ ديگر به واسطه‌ی علاقه‌ی مشابهت  بين معانى آن دو لفظ چيزى نيست. مثلا انسان هنگامى كه مي­خواهد بفهماند فلان شخصى كه مى آيد شجاعت شير دارد، به جاى آنكه نام خودش را ببرد مى­گويد: "شير آمد." يعنى كلمه شير را كه نام آن حيوان مخصوص است  و ضرب­المثل شجاعت است، بجاى نام خود آن شخص مي­گذارد و با آن لفظ "عاريتى" از آن شخص تعبير مي­كند. پس ماهيت استعاره عبارت است از بكار بردن لفظى به جاى لفظ ديگرى كه بين معناى آن دو لفظ، مشابهت وجود دارد؛ به منظور اثبات يكى از اوصاف يكى از اين دو براى ديگرى.

ولى سكاكى (متوفى قرن هفتم هجرى) معتقد شد كه استعاره از شئون الفاظ نيست  بلكه از شئون معانى است. يعنى از اعمال مخصوص ذهن است و در مورد عمل استعاره هيچگاه لفظ از جاى خود تكان نمى خورد و در غير معناى اصلى خود استعمال نمى­شود.

استعاره حقيقتا يك عمل نفسانى و ذهنى است. يعنى انسان در ذهن خود فرض و اعتبار مي­كند كه مشبه يكى از مصاديق مشبه­به است و خارج از آنها نيست و حد و ماهيت  مشبه‌به را در تخيل خود منطبق به مشبه مي­كند. همواره بنای محاوره‌ی بشر در مقام تعبير و القای مطلب به مخاطب بر اين است كه متكلم در ضمن كلام خود مدعى است كه مشبه اساسا از مصاديق مشبه­به است. قرائن لفظى و محاوراتى عمومى بشر مؤيد اين مطلب است.

مثلا در مثال گذشته هنگامى كه انسان در حالى كه شخص معينى را مورد اشاره قرار مي­دهد و به مخاطب خود مي­گويد: "شير مى آيد." يك  جمله بجاى دو جمله بكار برده است. يكى اينكه فلان شخص مى‌آيد و ديگر آنكه فلان شخص مصداق ماهيت شير است و حد شير بر او منطبق است. مفاد جمله‌ی ضمنى دوم كه فرض و اعتبار شير بودن يك  نفر انسان است (بحسب  فرض و اعتبار متكلم) ماهيت  استعاره را تشكيل مي­دهد.

بعد از سكاكى  عده­اى از علمای ادب  اين نظريه را پذيرفته­اند و البته اين نظريه تنها جنبه ادبى دارد و ماهيت استعاره را كه عمل مخصوصى است و سروكار با محاورات و مكالمات  دارد توجيه مي‌كند، ولى هنگامي كه عمل ذهن و طرز انديشه­سازى نفس را در مورد مطلق اعتباريات مورد مطالعه‌ی دقيق قرار مي­دهيم، نظريه‌ی سكاكى را درست مى­بينيم. اين است  معناى جمله‌ی متن كه مي­گويد: "در پندار خود حد چيزى را به چيز ديگر مي­دهيم".

 


کلمات کلیدی: