Metaphorical Thinking : تفکر استعاری

در ديگر دنياها بگرديد، بنگريد، بشنويد و بپرسيد. سپس به دنياي خود باز گرديد و از مفهوم هاي تازه، راهي نو براي انجام كارهايتان بسازيد. چارلز هندی

۴۵. از پزشکی به کتابداری
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۳٠ فروردین ۱۳۸٦ 

    

استاد صراف زاده در وبلاگ جديد خود  کتابداری و مدیریت دانش  بيماري «آنفلونزای اطلاعاتی» را به ما معرفي مي كنند:

«اینفلونزا»  که معادل فارسی «آنفلونزای اطلاعاتی» را برایش برگزیده ام، یکی از چندین واژه جدیدی است که با توسعه تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی پا به عرصه وجود گذاشته است. این واژه را برای اولین بار  لوک نیسمیت در کنفرانس سال 2006 اگلین (شبکه کتابداران کتابخانه های دولتی استرالیا) طرح نمود...

این بیماری وابستگی اعتیاد گونه به کسب اطلاعات بیشتر و بیشتر است... دسترسی بیشتر به اطلاعات، انسان را از درک عمیق باز می دارد و دانشی سطحی را به ارمغان می آورد. مشکل از اطلاعات نیست بلکه از وابستگی به اطلاعات است... 

* * *

يادم هست استاد حري سخنراني اولين همايش دانشجويي كتابداري و اطلاع رساني در دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي را اينطور آغاز كردند:

زماني با خودم فكر كردم  اگر پزشك با جسم انسان سر و كار دارد، كتابدار هم با جسمي به نام كتاب سر و كار دارد. همانطور كه در پزشكي نمي توان با مثله كردن و شناسايي اجزا، آن جان و حيات را كشف كرد، همين اتفاق در كتابداري هم مي افتد. آنچه من لمس مي كنم و مي بينم و... مجموعه اي است از اوراق كاغذ در نظام گوتنبرگي و تعدادي علامت و نشانه كه حروف و كلمات را تشكيل مي دهند، اما من با چيزي سر و كار دارم كه در رويت عيني و لمس و رويارويي با حواس من قابل درك نيست. پرسش اين است كه اين روح و جان (كه جوهره ي رشته كتابداري است) چيست؟

* * *

اگر شما هم چيزي از تبادلات استعاري ميان علوم كتابداري و علوم پزشكي به خاطر داريد، خوشحال مي شوم كه لطف كنيد و در بخش نظرات يادداشت فرماييد. نمي دانم پزشكي ها هم چيزي از كتابداران وام گرفته اند يا نه!؟

   


کلمات کلیدی:
 
۴۴. فلج استعاره
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳۸٦ 

  

فراگيري يك استعاره به نوعي محدوديت منجر مي شود كه مي توان آن را «فلج استعاره» ناميد. فلج استعاره ناشي از قدرت تاثير و نفوذ استعاره است. با حاکم شدن استعاره، درکنار تمام مزایا و روشنگری ها، نقاط منفی آن نیز بر پدیده مورد نظر سایه می افکنند.

همراه با هر استعاره، مقداري انتقال ناخواسته و منفي نيز نشت مي كند. شايد بخاطر اجتناب از اين انتقال هاي منفي باشد كه:

·   افلاطون شاعران را از مدينه فاضله خويش طرد مي كند؛

·   ابن سينا با خود عهد مي كند كه هرگز قصه نخواند؛

·   علامه طباطبايي اصرار دارد كه هنگام درس از داستان (به نظم يا نثر) بپرهيزد؛

·   و...

   


کلمات کلیدی:
 
۴۳. نگرش منشوری
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱٤ فروردین ۱۳۸٦ 

  

مي خواهيم پديده اي را بررسي كنيم. از زاويه الف به آن پرتو نوري مي تابانيم (= استعاره الف) و از انعكاس حاصله، به برخي از خواص پديده پي مي بريم.

اگر در همين زاويه ديد/ نقطه نظر متوقف شويم، ساير انعكاس ها را از دست داده ايم و دركي ناقص نصيب ما مي شود.

براي يك شناخت نسبتاً جامع، بايد انعكاس هاي بسياري را مشاهده كرد. پس نور را از زاويه جديدي به سمت شيء مي تابانيم. و جمله اخير را مدام تكرار مي كنيم!

نگرش هاي متفاوت در كنار هم، دركي گسترده و چند جانبه پديد مي آورند.

استعاره هاي متعدد براي يك پديده نيز (در بلندمدت) طيفي از بينش هاي رقيب اما مكمل را نسبت به آن پديده ايجاد مي كنند؛ كه انتظار مي رود نقاط قوت هريك از استعاره ها در آن ته نشين شده باشد.

   


کلمات کلیدی:
 
42. ماهيت متناقض استعاره
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ٥ فروردین ۱۳۸٦ 

  

ما از استعاره ها بهره مي گيريم تا بتوانيم به شناخت بهتري از پديده ها نائل شويم؛ اما هر استعاره، خود  تصوير ناقصي از واقعيات به ما ارائه مي نمايد.

استعاره با پشت سر گذاشتن همانندي و ادعاي هماني، تلويحاً از نقاط تفاوت چشم پوشي مي كند. بدين ترتيب نگاهي تك بعدي به پديده ها دارد و در همان حال كه ارزش فراواني دارد، ناقص و گمراه كننده نيز هست.

اين ويژگي استعاره است. هيچگاه نبايد انتظار داشت يك استعاره، نگرشي جامع پديد آورد. هر استعاره از يك زاويه به پديده مي نگرد. پس روي بخش(هاي) مهمي از آن تاكيد مي كند؛ اما با اين تاكيد، در واقع ساير جنبه هاي ناهمخوان با آن استعاره را از دست داده، بلكه تضعيف مي كند.

مي توان گفت هر استعاره اي نه تنها جامع نيست، بلكه گاه تحريف كننده نيز هست. ما براي درك بهتر يك پديده سراغ چنين استعاره اي مي رويم، و موفق هم مي شويم!

  


کلمات کلیدی: