Metaphorical Thinking : تفکر استعاری

در ديگر دنياها بگرديد، بنگريد، بشنويد و بپرسيد. سپس به دنياي خود باز گرديد و از مفهوم هاي تازه، راهي نو براي انجام كارهايتان بسازيد. چارلز هندی

۹. آسیب‌شناسی تفکر استعاری
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳۸٥ 

محصول تفکر استعاری  باید با احتیاط کافی بیان شود. در واقع، استعاره یک «تیغ دو دم» است که بی‌دقتی در استفاده از آن می‌تواند خطرناک باشد.

از یک طرف: اگر استعاره یک چیز خنده‌دار به نظر برسد (یا بصورت طنز مطرح شود)، ممکن است در محیط‌های علمی  اعتنای کافی را جلب نکند؛

از طرف دیگر: اگر استعاره یک مفهوم غامض و پیچیده (یا تخصصی) باشد، ممکن است رفتار ما  حمل بر خودستایی و تفاخر شود و مورد توجه قرار نگیرد.


کلمات کلیدی:
 
۸. حس قورباغه‌ای
ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳۸٥ 

معرفی مقاله: «نگاه دايناسوري و حس قورباغه‌اي» از وحيد وحيدي مطلق.

چکيده:
          واکنش مناسب و بهنگام انسان­ها نسبت به شرايط تغيير يافته­ی محيطي، به شدت تحت­تاثير (توانايي درک و تحليل)، (الگوي وزن­دهي) و (تعيين ميزان اهميت مولفه­هاي مختلف تغيير) است. از سوي ديگر توانايي­هاي ادراکي و الگوي وزن­دهي افراد با چارچوب­هاي فکري و سمت­گيري­هاي ذهني آنها ارتباطي تنگاتنگ دارد. در اين مقاله، دو مفهوم «لختي واکنش» و «کم اهميت دانستن تغييرات تدريجي» معرفي و بررسي مي­شوند. گاهي اوقات براي به خاطر سپردن بهتر اين مفاهيم، از آنها تحت عناوين «نگاه دايناسوري» و «حس قورباغه­اي» ياد مي­شود. در پايان، چندين توصيه براي از بين بردن سمت‌گيری‌هاي ذهني پيشنهاد می‌شود.


کلمات کلیدی:
 
۷. استراتژی قورباغه
ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳۸٥ 

طبيعی است که هرکس قورباغه­ی زنده­ای را در ظرف آب­جوش بیندازد، بلافاصله منتظر بیرون جهیدن قورباغه باشد! البته قورباغه هم همین کار را خواهد کرد.

اما اگر قورباغه را در دیگ آبی با حرارت معمولی قرار دهیم و به تدریج دمای آن را افزایش دهیم، با کمال تعجب، شاهد هیچ عکس­العملی از طرف او نخواهیم بود. به این ترتیب، بدون این که از مانعی فیزیکی برای نگه­داشتن قورباغه در دیگ استفاده کرده­ باشیم، او را زنده- زنده پخته­ایم! (اتفاقاً یکی از روش­های مرسوم آب­پز کردن قورباغه در دنیا همین است!)

علت این پدیده چیست؟ نظام حسگرهای بدن این دوزیست خونسرد، به نحوی است که در مقابل تغییرات ناچیز، از مکانیسم «تطابق» استفاده می­کند و تا زمانی که با تغییر ناگهانی (یعنی تغییر در مقیاس زیاد و در بازه­ی زمانی کوتاه) مواجه نشود، به سازگار کردن خود با محیط ادامه می­دهد.

***

با استعاره از این پدیده، استفاده­های بسیاری (در حوزه­های مختلف) شکل گرفته و البته در آینده نیز شکل خواهد گرفت. به عنوان مثال، در حوزه­ی «علوم استراتژیک» از این پدیده برای نوع خاصی از مقابله با دشمن استفاده می­شود. مزیت استفاده از «استراتژی قورباغه» این است که دشمن متوجه مبارزه نمی­شود، به این ترتیب واکنشی نشان نمی­دهد و در بلندمدت، بدون مقاومت و نیاز به اعمال فشار فیزیکی، بطور طبیعی از بین خواهد رفت.

بد نیست به «استراتژی قورباغه: ابعاد و امکان­سنجی» که در «مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز» تهیه شده، نگاهی بیندازید.

«بینی نمرود»، «جوجه»، «شمشیر آخته»، «ققنوس»، «گلستان آتش» و... از دیگر استراتژی‌های‌ معروف این حوزه هستند.


کلمات کلیدی:
 
۶. استعاره‌های نظریه‌ی سازمان
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱٧ خرداد ۱۳۸٥ 

ماشین، سلول، موجود زنده، مغز، فرهنگ، سیستم سیاسی، صحنه، متن، گفتگو، هنر، پرده‌ی نقاشی و... برخی از استعاره‌هایی هستند که توانسته‌اند نزد نظریه‌پردازان (برای توصیف سازمان) مقبولیت بیابند.

هر کدام از این استعاره‌ها برای خود دنیایی داشته‌اند. در یادداشت قبل به برخی از آنها اشاره شد. مارک آدلسون معتقد است: «تغییر استعاره‌ها کار ساده‌ای نیست. ما به زودی درک می‌کنیم که با تغییر استعاره‌ها، عملا هرچیزی که معتقد به تقدس آن در سازماندهی و مدیریت بوده‌ایم، دیگر اعتبار ندارد.»

کتاب «رضائیان، علی. مبانی سازمان و مدیریت. تهران: سمت، 1380» در صفحات 86- 89 به استعاره‌های نظریه‌ی سازمان پرداخته است.


کلمات کلیدی:
 
۵. تعامل استعاره با موضوع
ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳ خرداد ۱۳۸٥ 

هر استعاره، از جنبه(ها)ی خاصی به موضوع می‌پردازد. با تغییر استعاره، شناخت از موضوع  تغییر می‌کند؛ و متقابلاً: با تغییر شناخت از موضوع، استعاره نیز تغییر خواهد کرد. مثالی از حوزه‌ی مدیریت:

مکاتب کلاسیک مدیریت، سازمان را وسیله‌ای برای رسیدن به هدف می‌دانستند. آن‌ها معتقد بودند انسان  موجودی عقلایی- اقتصادی است که باید طبق دستورالعمل‌های ارائه شده از طرف مدیر سازمان، اقدام کند. ایشان سازمان را به منزله‌ی یک «ماشین» می‌دیدند.

اما جنبش روابط انسانی و مطالعات نئوکلاسیک‌ها، نگرش موجود نسبت به انسان را تغییر داد. با گذشت زمان، عامل «پیچیده بودن» انسان روز به روز بیشتر پذیرفته شد. به این ترتیب دیگر ممکن نبود انسان‌ها را  اجزایی مکانیکی محسوب کنند که تحت تدبیر مدیر، ماشین سازمان را به سمت هدف حرکت می‌دهند.

استعاره  تغییر کرد. مکاتب مدرن (با نگرش­های سیستمی و اقتضایی) برای معرفی سازمان از استعاره‌ی «موجود زنده» بهره گرفتند.

بعدها، پست مدرن‌ها نیز استعاره‌ی دیگری به کار بردند. آن ها مدیر را یک هنرمند و سازمان را یک «پرده‌ی نقاشی» می‌دانستند. این نگرش باعث شد سازمان‌ها غیررسمی‌تر شوند، تفاوت‌ها بیش از پیش پذیرفته شوند و...


کلمات کلیدی:
 
۴. دریافت مقاله
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۸ خرداد ۱۳۸٥ 
کلمات کلیدی:
 
۳. سبک‌های تفکر
ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ٤ خرداد ۱۳۸٥ 

تفکر چیست؟   - بطور ساده، تفکر جریانی است که طی آن معلومات خود را به نحوی مناسب در کنار هم قرار می­دهیم تا بتوانیم به یک نتیجه­ی جدید برسیم.

در تفکر، چه چیزهایی مهم هستند؟   - خیلی چیزها! اما بیش از همه، انتخاب درست «سبک تفکر» و مهارت در آن است.

«سبک تفکر» یعنی چه؟   - گفتیم که برای تفکر، باید معلوماتمان را کنار هم بگذاریم و در واقع آن­ها را با هم ترکیب کنیم. سبک تفکر، یعنی روشی که برای ترکیب کردن معلوماتمان بکار می­بریم.

آیا سبک تفکرمان را خودمان انتخاب می­کنیم؟   - می­توانیم خودمان انتخاب کنیم! انشاء‌الله بعدها در مورد «مدیریت تفکر» بیشتر صحبت خواهیم کرد. یکی از مباحث مدیریت تفکر  این است که در هر موقعیتی، باید کدام سبک تفکر را برگزینیم.

مگر چند تا سبک تفکر داریم؟   - یک عالمه! مثلاً 25 سبک تفکر در کتاب «صمدآقایی، جلیل. خلاقیت: جوهره­ی کارآفرینی. تهران: دانشگاه تهران، 1383. ص60- 77» معرفی شده است، که البته تمام سبک­ها نیست.

خب، منظور؟   - فعلاً می­خواستم بگویم «تفکر استعاری» یکی از این سبک­های تفکر است. تا بعد!


کلمات کلیدی:
 
۲. تشکر
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ٤ خرداد ۱۳۸٥ 

یک آسمان تشکر می­کنم از:

- استاد حری عزیز؛ برای راهنمایی­های ارزشمند، معرفی منابع جدید، و تشویق به پیگیری این مبحث،

- سرکار خانم صراف­زاده؛ برای یادداشت­ها و ایده­های گرانبهایی که با هدف بسط بیشتر مطلب و ترغیب به نگارش مقاله­ای دیگر  در اختیارم نهادند،

- جناب آقای نوروزی؛ برای طرح و بحث بلندنظرانه­ی مطالب مربوطه (و البته وعده­ی بحث­های آتی) در وبلاگشان،

- استاد حافظی (علی­پور)؛ برای اشارات ارجمندشان پیرامون نگارش علمی و ساختار مقاله­ام،

- سرکار خانم مکتبی؛ برای زحمتِ  قدم رنجه فرمودن، اظهار لطف، و تذکرات مفیدشان،

- همچنین آقایان رامشینی، خواجویی­نژاد، و سایر دوستان بامحبت.


کلمات کلیدی:
 
۱. اشاره
ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ٤ خرداد ۱۳۸٥ 

بسم الله الرحمن الرحیم

هست کلیدِ در گنج حکیم

«تفکر استعاری در کتابداری و اطلاع­رسانی» عنوان مقاله­ای بود که چندی پیش (زمستان 84) برای چاپ به لیبر (فصلنامه­ی انجمن کتابداری و اطلاع­رسانی دانشگاه تهران) سپردم.

به بهانه­ی همین مقاله، لطف بزرگوارانِ بسیاری  شامل حالم شد و از راهنمایی­های ارزنده­ی آنها بهره­مند شدم.

امروز هم به شوق استفاده­ی مدام از همین نقد و نظرهاست که شروع به نوشتن این وبلاگ می­کنم.

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید

هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند


کلمات کلیدی: