Metaphorical Thinking : تفکر استعاری

در ديگر دنياها بگرديد، بنگريد، بشنويد و بپرسيد. سپس به دنياي خود باز گرديد و از مفهوم هاي تازه، راهي نو براي انجام كارهايتان بسازيد. چارلز هندی

41. خانه تكاني ذهن
ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ٢۳ اسفند ۱۳۸٥ 

  

به اتاق هاي ذهنم مي روم و انديشه ها و اعتقاداتي را که در آنهاست مي آزمايم: بعضي را دوست دارم و آنها را برق مي اندازم و جلا مي دهم تا سودمند تر شوند. مي بينم پاره اي از آنها نياز به جايگزيني و تعمير دارند و مي کوشم تا حد امکان درستشان کنم يا کنارشان بگذارم. بعضي از آنها مانند روزنامه هاي ديروز و مجلات يا لباسهاي کهنه اند و ديگر مناسب نيستند، اينها را به ديگران مي بخشم يا دور مي اندازم که ديگر جلوي چشمم نباشند...

لوئيز ال. هي

   

برايتان 2 پيوند (لينك) مي گذارم:  يكي  «فنگ شويي و خانه تكاني ذهني»  است؛ و ديگري يادداشتي از مرحوم  مجتبي كاشاني (نخستين مجري هفت سين صنعتي در ايران) با عنوان  «باورهاي زنگ زده، انديشه هاي منجمد»  .

آرزو مي كنم فردا هيچ كس با خود زمزمه نكند: «عيد آمد و ما خانه ي خود را نتكانديم...»

سال نو مبارك!

   


کلمات کلیدی:
 
40. قالب هاي ذهني
ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳۸٥ 

  

خواه متخصص باشيم يا مبتدي، خواه هوش بسيار داشته باشيم يا اندك... بطور معمول، هر وقت با چيز جديدي مواجه مي شويم، بايد آن را در يكي از قالب هاي موجود در ذهنمان طبقه بندي كنيم تا بتوانيم آن را درك كنيم. بدين منظور، نظام خود سازمان دهنده ي حاكم بر ذهنمان به سرعت شبيه ترين قالب را براي سازماندهي اطلاعات جديد پيدا مي كند.

البته مي توانيم قالب هاي جديدي نيز خلق كنيم (= خلاقيت). اما راستش، ذهن انسان براي خلاقيت آفريده نشده است! از آنجا كه انسان قدرت تحمل ابهام پاييني دارد، تمام سعي خود را صرف آن مي كند كه مسائل مبهم را واضح كند؛ و براي اين رفع ابهام است كه ما فكر مي كنيم. به قول استادم، مهندس صمدآقايي: ما فكر مي كنيم تا فكر نكنيم!

قالب هاي ذهني بر خلاف اينكه در جاي خود كمك بزرگي به ما مي كنند، اما در مواردي نيز مانع بزرگي بر سر راه ما هستند و درك ما را در بند خود گرفتار مي سازند. براي غلبه بر آنها چه بايد كرد؟

اگر ما بصورت آگاهانه اطلاعاتي غير از اطلاعات مسئله اصلي (و حتي متضاد با آن) را وارد ذهن كنيم، احتمال ورود آنها را به قالب هاي جديد افزايش داده ايم، و در نتيجه خروجي هايي متفاوت خواهيم داشت. يعني به دركي جديد نائل مي گرديم. اين درك خلاقانه براي مراحل بعدي فرآيند تفكر بسيار ارزنده است.

تفكر استعاري (از طريق تبديل ورودي هاي پديده ي مورد بررسي به اطلاعات مربوط به پديده ي مستعار) دقيقاً همين كار را انجام مي دهد.

مطالعه بيشتر: بحث «قالب هاي ذهني» مفصلاً در كتاب «خلاقيت: جوهره ي كارآفريني» بررسي شده است. اين اثر ارزشمند كه حاصل 5 سال تحقيق استاد جليل صمدآقايي است، توسط مركز كارآفريني دانشگاه تهران منتشر شده است.

  


کلمات کلیدی:
 
39. Therapeutic metaphor
ساعت ۳:۳٢ ‎ق.ظ روز ٩ اسفند ۱۳۸٥ 

  

Therapeutic metaphor is a type of conceptual metaphor presented as a story or other parallel to an entire aspect of a situation, related by a psychotherapist to a patient. The purpose of this is to highlight to a person, in an effective way, some aspects and lessons that otherwise they might not be able to perceive as clearly in their current situation, or to suggest new outlooks on it. Thus a therapist, told about the untimely death of a loved one, might respond by describing two roses in a garden, one of which is dug up. (Wikipedia)

«Here» are some therapeutic metaphor (story) examples.

   


کلمات کلیدی:
 
۳۸. يک رباعی
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳۸٥ 

  

خـوابـيـــده در آفـتـــاب ، بـيـــدارش كـــن!

آنـجــاسـت، كـنـــار آب ؛ بـيـــدارش كـــن!

در ذهن تو سنگ­ پشت پيري خفته است،

ســنـگي بــزن و  ز خـواب بـيــدارش كــن!

بيژن ارژن

  


کلمات کلیدی: