Metaphorical Thinking : تفکر استعاری

در ديگر دنياها بگرديد، بنگريد، بشنويد و بپرسيد. سپس به دنياي خود باز گرديد و از مفهوم هاي تازه، راهي نو براي انجام كارهايتان بسازيد. چارلز هندی

84. جعل و اصل
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ٢۸ بهمن ۱۳۸٧ 

  

آنقدر جعل کنید تا بتوانید اصلش را بسازید.

جیم ران

  


کلمات کلیدی:
 
83. ظرفیت جذب
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢٠ دی ۱۳۸٧ 

  

برای جذب دانش تازه در یک رشته، ضروری است از بنیان های فکری و نظری رشته های مبدا و مقصد آگاه بود و پیش زمینه های لازم را برای شناخت حاصل کرد.

به عبارت دیگر، استفاده از دانش دیگران نیاز به دانستن زبان و قواعد علمی آن رشته و حرفه دارد و بدون آمادگی نمی توان نظریه های جدید را جذب کرد و آنها را جزء مجموعه دانش خود ساخت.

دانش به صورت تراکمی جذب و ذخیره می شود و تا پایه های آن مستحکم نشود، دانش جدید قابل دریافت و بهره برداری نخواهد بود. به این قابلیت «ظرفیت جذب» می گویند.

  

منبع: الوانی، سید مهدی (1382). «یادگیری الگویی: راهی به سوی توسعه و بهبود سازمان». مدیریت و توسعه. دوره 4، شماره 16، بهار 1382. ص 12

  


 
82. فرایند خلاقیت
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ٢٩ آذر ۱۳۸٧ 


کلمات کلیدی: خلاقیت ، پرورش ، تفکر ، ایده
 
81. تقلید از حیات
ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ روز ٩ آبان ۱۳۸٧ 

  

مهندسان به طور روزافزونی به بیولوژیست ها روی می آورند تا بفهمند که موجودات زنده در مواجهه با محیط های طبیعی، مشکلات خود را چگونه حل می کنند. اینگونه تلاش ها که مبتنی بر «تقلید از حیات» است، بهترین راهکارهای ابداعی طبیعت را با مولفه های طراحی شده و مصنوعی در می آمیزند و سیستم هایی پدید می آورند که عملکردشان به مراتب از سیستم های کنونی بهتر است.

  

 

نقل از کتاب

انقلاب جهانی تکنولوژی

The Global Technology Revolution

  


 
80. مثال در مقاله
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ٢۸ مهر ۱۳۸٧ 

  

مثال آوردن کهن ترین شیوه در شرح نظر نویسنده و دفاع از آن است. مثال ها اغلب داستان بودند و در پایان داستان، نویسنده با عبارت هایی مانند «و این مثال بدان آوردم» و «این حکایت بدان گفتم» نظر خود را به کوتاهی ذکر می کرد. این شیوه از شدت تکرار در نوشته های کم مایه و انشاء مدرسه ها به کلیشه ای تبدیل شد که نویسندگان از آن پرهیز کردند و عبارت «نتیجه اخلاقی» که در پایان آن نوشته ها می آمد اشاره ای شد طنزآمیز به اینگونه نوشتن. البته این بدان معنی نیست که نویسنده خوش ذوقی نتواند این شیوه را در مقاله ای طنزآمیز به کار برد. منظور ما از مثال در این جا چیز دیگری است.

شاید بهترین راه برای نشان دادن مقاله ای خوب یا بد همان نشان دادن مقاله ای خوب یا بد باشد. به عنوان مثال برای نقد ترجمه بد چاره ای جز آوردن مثال هایی از آن ترجمه نیست. برای اثبات این که شهرداری به وظیفه خود عمل نمی کند، آوردن چند نمونه چشمگیر به مراتب بهتر از ردیف کردن وظیفه های قانونی شهردار است. کسی که سبک هندی را انحطاطی در شعر ایران می داند نباید چند اصل کلی انتزاعی برای شعر خوب ذکر کند و تنها ادعا کند که آن اصل ها در سبک هندی نقض می شود. باید مثال های گوناگون از شاعران این سبک بیاورد و نقض آنها را نشان دهد. مثال ها نیز نباید از ضعیف ترین شعرهای این سبک، بلکه از بهترین شاعران و معروف ترین شعرهای این سبک باشد. به گفته ویتگنشتاین در انتقاد از مکتبی باید به قوی ترین نقطه آن حمله کرد. 

مثال، حکمی انتزاعی و کلی را ملموس می کند و فهم و داوری خواننده را آسان. در آوردن مثال باید نکته هایی را رعایت کرد: (ادامه...)


کلمات کلیدی: ادبیات ، مقاله ، مثال ، ضیاء موحد
 
79. مقایسه افراد هوشمند و خلاق
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱٢ مهر ۱۳۸٧ 

 

باهوش

خلاق

پرداختن به مسائل آشنا با روش تکراری

پرداختن به مسائل نو با روش های تازه

تخصص در یک زمینه

علاقه و تسلط به چند حوزه دانایی

روحیه خشک و جدی

روحیه بازیگوشانه

ختم مسئله با یک راه حل

ارتقای مسئله به معمایی پیچیده تر

 

با استفاده از


 
78. پشه (محمود درویش)
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱٩ شهریور ۱۳۸٧ 

  

پشه ـ که نمی دانم نام دیگری دارد یا نه ـ ویران کننده است. به مکیدن خون بسنده نمی کند، بلکه تو را وارد جدالی فرسایشی می کند. پشه تنها در تاریکی می آید. همچون هواپیماهای جنگی ویراژ می دهد و وزوز می کند، و صدایش را تنها بعد از اصابت هدف خواهی شنید. هدف، خون شماست.

چراغ ها را روشن می کنی تا پشه را ببینی. ولی در گوشه ای پنهان می شود و از آن پس روی دیوار آرام می گیرد. آرام و صلح طلب. گویی دیگر تسلیم شده است. تلاش می کنی با لنگه کفشت پشه را بکشی، ولی جا خالی می دهد و فرار می کند و بعد گویی که تو را مسخره می کند، با شماتت دوباره پیدا می شود. باز هم تلاش می کنی و شکست می خوری. با صدای بلند ناسزایش می گویی، اما اهمیتی نمی دهد. به آرامی و دوستانه با او وارد مذاکره می شوی: بخواب تا من هم بخوابم! گمان می کنی که قانعش کرده ای. چراغ ها را خاموش می کنی و می خوابی. ولی پشه که این بار خون بیشتری مکیده است، دوباره وزوز می کند، که آژیر اعلام حمله ای جدید است. و تو، درگیر جدالی جانبی با بی خوابی می شوی.

محمود درویشباز هم چراغ ها را روشن می کنی و در برابرشان مقاومت می کنی: در برابر پشه و بی خوابی. این بار با مطالعه. پشه امّا بر صفحه ای که می خوانی می نشیند، و تو در درون می خندی: بالاخره در تله افتاد. و کتاب را محکم می بندی: کشتمش... کشتمش! و هنگامی که کتاب را می گشایی تا پیروزی ات را جشن بگیری، پشه را نمی یابی و واژه ها را نیز. کتاب تو سفید است.

پشه ـ که نمی دانم نام دیگری دارد یا نه ـ نه استعاره است، نه کنایه و نه دو پهلوگویی. پشه حشره ای است که خون تو را دوست دارد. از فاصله بیست مایلی آن را بو می کشد، و هیچ راهی برای مذاکره با او بر سرِ آتش بس وجود ندارد؛ جز یک راه:

 گروه خون ات را تغییر بدهی!


 
77. استعاره و پردازش استعاره ای
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ امرداد ۱۳۸٧ 

  

استعاره و پردازش استعاره ای

دکتر حبیب الله قاسم زاده

خلاصه ای از سخنرانی ایراد شده در بیمارستان روزبه (28/ 1/ 1386)

 

1. استعاره معمولاً به بیانی اطلاق می شود که در آن یک حوزه معنایی یا مفهومی از طریق حوزه معنایی یا مفهومی دیگر درک و تجربه می شود. استعاره ها (که زمانی به عنوان زینت سخن و جزئی از فن سخنوری تلقی می شدند) امروزه جایگاه خاصی در روان شناسی تفکر و شناخت و علوم شناختی پیدا کرده اند. نظر اکثر محققان بر آن است که در پردازش استعاره ای بازنمایی ویژه ای از جهان خارج در ذهن ایجاد می شود و در طی این فرایند به جنبه هایی از پدیده ها و روابط توجه می شود که در پردازش کلامی معمولی چندان مورد توجه قرار نمی گیرند.

2. استعاره ها بر حسب ضرورت و نیاز بشر به درک و بازنمایی پدیده های ناآشنا با تکیه بر ساخت واره ها و اطلاعات قبلی شکل می گیرند و نقشی به سزا در جولان های فکری و تخیل ایفا می کنند. دانشمندان سازوکار اصلی آنها را بر اساس درک شباهت ها و مناسبات و نیز تفکر قیاسی- تمثیلی توضیح می دهند. بسیاری از طبقه بندی ها و استنباط های ما بر حسب استعاره ها صورت می گیرند و بسیاری از مفاهیم (به خصوص مفاهیم انتزاعی) از طریق انطباق استعاره ای اطلاعات و انتقال دانسته ها از زمینه ای به زمینه ی دیگر سازمان بندی پیدا می کنند.

3. شکل ساده ی استعاره را می توان ساخت یا کلامی ترکیبی دانست که در آن خصوصیت یا خصوصیت هایی از یک پدیده یا فرایند (نسبتاً آشنا، قابل دسترس و قابل تصور) به پدیده یا فرایند دیگر (اغلب ناآشنا و دشوار از لحاظ قابلیت تصور و دسترسی) نسبت داده می شود. «الف ب است.» در نتیجه ی این ارتباط، امتدادی در معنای حوزه اول (الف) پدید می آید، به نحوی که قسمتی از گستره حوزه دوم (ب) را دربر می گیرد و در نتیجه مفهوم جدیدی از آن در ذهن خلق می شود. وقتی در تمهیدات عین القضات همدانی می خوانیم «عشق آتش است...» به قدرت سوزانندگی و تحول عشق پی می بریم. اما اگر عشق را به دریا ارتباط دهیم، به جنبه بی کرانی، گستردگی، ژرفایی و در عین حال تلاطم، جنبندگی و تکاپوی عشق ره می سپریم. و یا وقتی می گوییم «وقت طلاست» در واقع گسترشی در مفهوم وقت ایجاد کرده ایم و به جنبه ی ارزشمندی، اهمیت، دیریابی و معیارآفرینی آن اشاره می کنیم.

4. عده ای از نوروپسیکولوژیست ها پردازش استعاره ای را پلی بین پردازش نیمکره راست و چپ در مغز می دانند که در طی آن خصوصیت های زنجیره ای با خصوصیت تصویر آفرینی زبان و شناخت درهم می آمیزند و کلیت یکپارچه، قابل درک، قابل انتقال و قابل تعمیمی را پدید می آورند. توجه به بیان استعاره ای مخصوصاً از این نظر اهمیت دارد که تبیین جدیدی از کارکرد مغز در برخورد با جهان پیرامون در اختیار ما قرار می دهد.

5. ماهیت استعاره به گونه ای است که بازنمایی جدیدی فراهم می آورد. این بازنمایی جدید بر اثر تکرار و تداوم به شکل یک مدل فرهنگی و اجتماعی در می آید و بدین ترتیب در زندگی روزمره و حتی در نظام های علمی و کاربردی ملاک قضاوت و ارزش گذاری قرار می گیرد. برخی از سویمندی ها در شیوه تجزیه و تحلیل مسائل ناشی از زندگی و تفکر، خود، حاصل مقاومت استعاره ها در برابر تغییر است.

 

منبع: نشریه داخلی و بولتن خبری «مرکز مطالعات علمی شناخت، رفتار و فرهنگ»

 شماره 5، بهار 86، ص 23- 24


 
76. بررسی تفکر استعاری و کاربردهای آن
ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳۸٧ 

فصلنامه اطلاع شناسی

شماره ١٧ و 18

پاییز و زمستان 1386

صفحه 69- 92

 

بررسی تفکر استعاری و کاربردهای آن در حوزه اطلاع رسانی

مهدخت فرح بخش

 

چکیده: تفکر استعاری بدین معنی است که یک ساختار ارتباطی که معمولاً در یک حوزه کاربرد دارد، در حوزه ای دیگر نیز به کار رود. برای برقراری یک پیوند استعاری  اشیاء، خصیصه ها و روابط از حوزه پایه به حوزه هدف انطباق می یابد. استعارات علمی دارای مشخصاتی ویژه از جمله نظام مند بودن و وضوح حوزه پایه اند که آنها را از استعارات ادبی متمایز می سازد. همچنین، استعارات با استفاده از فرایندهایی موجب تغییر دانش در حوزه هدف می گردند. در این مقاله با در نظر گرفتن فرایندهای بالا، کاربردهای تفکر استعاری در حوزه های اطلاع رسانی (همانند: معماری اطلاعات، ربط، مدیریت دانش، اکولوژی اطلاعات و نظریه کوانتوم اطلاعات) تحلیل شده است و تاثیری که حوزه های پایه آنها و اشیاء و روابط آن حوزه ها (یعنی: معماری، روانشناسی، هرمنوتیک، ارتباطات، اکولوژی و نظریه کوانتوم) بر حوزه هدف ـ یعنی اطلاعات ـ گذاشته اند، بررسی شده است.

کلیدواژه ها: استعاره. تفکر استعاری. کتابداری و اطلاع رسانی. اطلاعات. دانش. تمثیل

 

Analogical thinking and its applications in Information Science

Mahdokht Farahbakhsh, MA Student

 

Abstract: Analogical thinking means that a relation structure normally used in one domain can be applied to another domain. For making an analogy  objects, properties and relations should be mapped from one domain to another. Scientific analogies have characteristics such as systematicity and specificity that make them recognizable from literary metaphors. By using some processes analogies also change the knowledge of target domain. In this article, considering the above processes the applications of this kind of though in information domain is analyzed and the impact of the base domains such as architecture, psychology, hermeneutics, communication, ecology, fundamental particles, and quantum theory on the target domain is reviewed.

Keywords: Metaphorical thinking. Library and information science. Analogical thinking. Knowledge

 


 
75. تفکر استعاری در اطلاع شناسی
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٧ 

  

در شماره اخیر «اطلاع شناسی» دو مقاله درباره تفکر استعاری منتشر شده است. یکی از بنده که در ادامه آمده، و دیگری از خانم مهدخت فرح بخش که انشاءالله یادداشت بعدی به آن اختصاص دارد.

   

 

استعاره و تفکر استعاری در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی

یوسف عابدی

  

چکیده: مطالعات استعاری در مباحث مختلف کتابداری و اطلاع رسانی از ظرفیت و اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. این مقاله با ترسیم خطوط کلی مفهوم استعاره در نظریات اخیر و نگاهی به ارزش های گوناگون استعاره، کاربردهای آن را در حوزه های مختلف (به ویژه کتابداری و اطلاع رسانی) نشان می دهد. این مفهوم با ذکر چند نمونه، در بافت های مختلف بیان می گردد. در ادامه، نمودار تفکر استعاری و مراحل سه گانه آن تشریح شده و مفاهیمی چون خطای سازنده، نگرش منشوری، تکثر استعاره، مفهوم حدی دانش افزایی حاصل از استعاره های متعدد، مختصات انواع استعاره، کاربرد توصیفی و تجویزی استعاره بیان شده است. در نهایت، با اشاره به سه نمونه از استعاره های مطرح کتابخانه (ارگانیسم، انبار و حافظه) گوشه ای از مفاهیم از طریق آنها مرور شده است.

کلیدواژه ها: استعاره. تفکر استعاری. تمثیل. اقتباس. خلاقیت. کتابداری و اطلاع رسانی. کتابخانه.

  

  

Metaphor and Metaphorical Thinking in LIS

Yousef Abedi, B.L.S. student

  

Abstract: This paper introduces the role of metaphor and metaphorical thinking in LIS. After a brief discussion about the concept of metaphor, its values and some related examples are mentioned. Then through a diagram, the process of metaphorical thinking is described in three levels. Constructive falsehood, perspective view, comparing and complementary insights, Cartesian coordinates of metaphors, and descriptive and prescriptive aspects of metaphors are some other subjects that are studied here. Finally, some of the mentioned concepts and principles are reviewed in three common library metaphors: organism, warehouse, and memory.

Keywords: Metaphor. Metaphorical Thinking. Analogy. Library & Information Science. Creativity.

  

متن کامل مقاله را در ادامه مطلب بخوانید.

از دریافت نظرات ارزشمندتان خوشحال می شوم.